طوايف و قبايل مقدس تركمن ها

غير از طوايف و تيره هاي مختلف تركمن، تركمنها داراي چهار طايفه ديگري موسوم به اولاد هستند. اين طوايف چهارگانه اولاد از طوايف مقدس تركمن به شمار مي آيند. زيرا آنها خود را از نسل خلفاي راشدين « رضي الله تعالي عنهم اجمعين» مي دانند.

اين طوايف عبارتند از: الف- شيخ از نسل حضرت ابوبكر صديق (رض) ب- مخدم (مختوم) از نسل حضرت عمرفاروق (رض) ج- آتا از نسل حضرت عثمان ذي النورين (رض) د- خوجه از نسل حضرت علي مرتضي (رض).

اين طوايف چهارگانه كه از چهاريار پيامبر(ص) انشعاب يافته اند بخاطر اينكه چهاريار از ياران و خويشاوندان نزديك رسول اكرم (ص) مي باشند اولاد آنها در نزد تركمنها مقدس شمرده مي‌شوند. چرا كه حضرت ابوبكر(ع) پدرزن پيامبر اكرم(ص) مي‌ باشد، حضرت عمر(ع) هم پدرزن پيامبراكرم(ص) و از طرف ديگر داماد حضرت علي(علي) مي باشد. حضرت عثمان (ع) و حضرت علي(ع) هر دو داماد پيامبراكرم (ص) مي باشند. و روايت است كه مي گويند آنها (اولاد) براي تبليغ دين مبين اسلام و از طرف ديگر بعلت فرار از ظلم و جور خلفاي اموي به ميان تركمنها آمده اند. و تركمنها به آنها اولاد گفته و احترام بسيار زيادي نسبت به آنها قائل بودند و هستند. از ميان اين طوايف. آتا و خوجه پرنفوذترين آنها هستند. به جهت اينكه فرزندان اين دو طايفه از نوادگان و اهل بيت رسول اكرم(ص) محسوب مي شوند.

در كتاب ايرانيان تركمن آمده است: «گروهي از تركمنها نيز به اولاد مشهورند. آيرونز آنها را قبايل مقدس مي‌نامد. اين گروه به چهار قسمت تقسيم مي شود كه هركدام از آنها خود را فرزندان يكي از خلفاي راشدين (رض) مي دانند. اين تنها گروهي است كه در عين تركمن بودن در شجرة اصلي تركمنها جاي ندارد»».

آنها در هنگام جنگهاي قبيله اي بين تركمنها و حتي در سخت ترين شرايط مي توانستند آزادانه در ميان تمام طوايف متخاصم رفت و آمد نمايند و در دعواي آنها ميانجيگري مي كردند و بارها همين اولادها جدال‌ها و ستيزهاي بزرگي را در ميان طوايف تركمن خنثي نموده و بين گروههاي متخاصم آشتي ايجاد نمودند. ويليام آيرونز در مورد طوايف مقدس و محل آنها مي نويسد: ««همواره يك كانال ارتباط ميان طوايف متخاصم حفظ مي گرديد كه مي‌شداز آن براي برقراري صلح و نيز انجام ساير مقاصد استفاده كرد. اين كانال ارتباطي عبارت از قبايل كوچكي بود كه ادعا مي كردند از اعقاب خلفاي راشدين هستند. تمام قبايل معمولي تركمن همواره با اين قبايل داراي تبار مقدس مناسبات صلح آميز داشتند، زيرا به اعتقاد تركمنهاي معمولي، ياغي شدن به آنها موجب عقوبت شديد الهي بود. اعتقاد به اين عقوبت مي توانست نه فقط از ياغي شدن بلكه از عمل خصومت آميز غيرموجه عليه هريك از اعضاي قبايل مقدس جلوگيري كند. هنوز هم حكايت هاي متعددي دربارة ديوانه شدن كساني كه اشتباهاً بجاي تركمنهاي معمولي به قبايل مقدس حمله كرده و اموال آنها را سرقت كرده بودند نقل مي شود.

بنابراين اعضاي قبايل مقدس كه اولاد خوانده مي شوند. مي‌توانستند به منظور تجارت يا بعنوان پيكهاي سياسي آزادانه در بين گروه هاي متخاصم رفت‌وآمد كنند. منزلت خاص اولادها مستلزم آن بود كه آنان در جهت برقراري صلح ميان قبايل متخاصم اقدام نمايند. اين نقشي بود كه تا اندازه‌اي از همه گروههاي بي طرف انتظار مي‌رفت، ليكن الزام اولادها به ايفاي اين نقش از ديگران بيشتر بود. افراد مطلع مي‌گفتند، پس از آن كه حمله اي به گروههاي خصم صورت مي‌گرفت، اولادها گهگاه به دفاع از قربانيان حمله برمي خاستند و با مطرح كردن فقر و تنگدستي آنان خواستار پس دادن بخشي از احشامشان مي شدند.

گفته مي‌شود گاه بخشي از اموال غارتي واقعاً مسترد مي گرديد، اما هيچگاه تمام آنرا پس نميدادند. وقتي ميان دو طايفه خصومتهايي با ابعاد بزرگتر از گوسفند دزدي درمي‌گرفت اولادها ميان گروه‌هاي متخاصم رفت و آمد مي‌كردند و خواهان برقراري صلح و آرامش مي شدند. البته آنان هميشه در كوششهاي خود موفق نبودند. مع ذلك، نقش اولادها، بعنوان يك كانال سياسي، براي تمام يموتها ارزشمند بود و بخش مهمي از ساختار سياسي سنتي آنان را تشكيل مي داد»

ييت مي نويسد: «مي‌گفتند كه يموتها به انتقام اسبي كه گوكلان ها از آنها دزديده بودند، سعي داشتند تا به آنها ضربه‌اي بزنند، اما تنها چيزي كه آنها به آن برمي‌خورند دختربچه‌اي بوده است كه دست مادر كور خود را گرفته و او را راه مي برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنيمت بردند به اميد اينكه شايد گوكلان ها براي باز پس گرفتن وي راضي شوند تا مبلغي را به آنها بپردازند، از بدشانسي آنها اين دختر متعلق به خواجه يا سيد بود و زماني كه پدر وي براي باز پس گرفتن او نزد يموتها رفت آنها بدون طلب چيزي دختر را به وي پس دادند، بسيار جالب بود كه تركمنها اينقدر به خواجه يا سيد خود احترام مي گذاشتند و اموال متعلق به وي را مقدس مي‌دانستند و زماني كه چيزي را به سرقت مي بردند ومعلوم مي‌شد كه از آن سيد است خيلي زود نسبت به بازپس دادن آن اقدام مي كردند. تركمنهاي سيد مختارند تا آزادانه بين قبايل مختلف رفت‌وآمد كنند. ... اينان بسار مورد احترام يموتها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمي گيرند.»

كلنل چارلزادوارد ييت داستاني را بيان مي كند كه در آن گروهي از يموتهاي قان يوخمز و ايگدر براي غارت به طرف گوكلان رفته و مقادير زيادي از گوسفندان آنها را غارت كردند وبا پيروزي و خوشحالي به دهكده برگشتند:

«بلافاصله بعد از رسيدن به دهكده، هريك از افراد سهم خود را از غنيمت بدست آمده صاحب شدند، اما چيزي نگذشت كه نگرانيها شروع شده و شك و ترديد بر دلها مستولي گرديد، رومي گوسفندان علامتي مشاهده شد كه براساس آن گمان مي رفت آنها به خواجه يا سيدي تعلق داشته باشند، بهرحال اين موضوع صحت پيدا كرد و اولين چيزي كه در اين خصوص شنيدم اين بود كه خواجه يا سيدها براي بازپس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام كرده و توبه نمود و بسيار اظهار ندامت مي كرد از اينكه چرا بعداز مدتي كه غارتگري را كنار گذاشته بود بار ديگر خود را آلودة اين كار كرده است، بقيه افراد گروه نيز به نوبة خود آنچه را كه بدست آورده بودند بازپس دادند. يكي از آنها كه از فرط خوشحالي با كشتن يكي از گوسفندان در شب قبل دلي از عزا درآورده بود، ناچار گرديد تا يكي از گوسفندان خود را مايه بگذارد واين تمام چيزي بود كه از اين غارت نصيب وي گرديد. ترسي كه يموتها از سيدها دارند بسيار تعجب آور است، به محض آنكه بفهمند آنچه را كه به غارت گرفته اند از اموال سيد است نسبت به پس دادن آن اقدام مي كنند، تا مورد لعن و نفرين قرار نگيرند.»

اين احترام و قداست سيدها نه تنها در ميان يموت بلكه در ميان تمامي طوايف تركمن همواره برقرار بوده است و حتي هم اكنون در ميان تركمنها قبايل مقدس تركمن از احترام و عزت نسبتاً زيادي برخوردار هستند. بطوريكه در ميان تركمن ها ضرب المثلي است كه مي گويند ««اولادينگ ايتيني كشكي گورمه»» يعني حتي سگ سيد را كشكي نبين. و اين ضرب المثل بخاطر ترس آنها از لعن ونفرين سيدها مي باشد.

گروههايي كه هم اكنون « تركمن » ناميده مي شوند قبلا « غز » ، « غوذ » ، و يا « اغوذ » ناميده مي شدند كه از نام جد مشترك آنها يعني اغوذ « خان » گرفته شده بود ، در اينكه چرا آنها تركمن ناميده مي شدند ، دليل قانع كننده اي وجود ندارد ، تنها در كتب قديمي به اين مطلب بر مي خوريم كه تركمن ها در جواب« تو كي هستي ؟ » مي گفتند « ترك من » يعني من تركم و نيز گفته شده است كه لفظ تركمن براي تمايز آنها از تركها به آنها داده شده است كه نخست « ترك مانند » بوده و در اثر كاربرد در طي زمان و به مرور « تركمن » تغيير شكل يافته است. به هر صورت ، تركمن ها گروهي زرد پوست بوده اند كه نخست در مغولستان ست داشته اند و سپس كم و بيش به طرف غرب منطقه و تركمنستان آمده اند، در ضمن در طي زمان به تدريج با غير تركمن ها مخلوط شده اند . در « برهان قاطع » آمده است كه اغوذ ها ( تركمنها) ، نخست در مغولستان زندگي مي كردند ، در كتيبه ي اورخان كه متعلق به قرن هشتم است از آنها ذكر شده است ، ولي مورخان آنها را ترك و نه تركمن ، به حساب آورده اند در دايره المعارف چيني قرن هشتم گفته شده است كه تركمن ها در غرب زندگي كرده و در آنجا « تو - كو مونگ » خوانده مي شدند از طرفي مي توان گفت كه « تو - كو مونگ » نام ديگر كشور « آلان » است كه مردم « اغوذ » در قرن دهم در آنجا زندگي مي كردند ، در حال حاضر تركمن ها در تركمنستان شوروي و تركمن صحراي ايران زندگي مي كنند.

بعضي از گروههاي تركمن نيز در افغانستان ساكنند ، گروهي از تركمن ها درياي خزر را دور زده و هم اكنون در تركيه و عراق به سر مي برند.

تركمن بودن سه شرط اساسي دارد :

1 ) هر تركمن بايد در شجره ي تركمن ها جاي داشته و يا اينكه از نوادگان فرزندان دست دوم تركمن باشد.

2 ) بايد بتواند به لهجه تركمني صحبت بكند .

3 ) سرانجام مسلمان سني حنفي باشد .

تركمن ها گروهي از زرد پوستان آسياي ميانه هستند كه به دلايل گوناگون طبيعي و اجتماعي به طرف جنوب منطقه هجوم آورده اند ،اين گروه در مناطق تركمنستان واقع در جماهير شوروي و تركمن صحراي ايران ساكن شده اند.

آنان داراري جدي افسانه يي به نام « اغوذ خان » ( Oghuz Khan ) هستند ، كه تمام گروهها و زير گروههاي تركمن از او منشعب شده اند تركمنهاي مسلمان ، از شاخه ي حنفي و اهل سنت بوده و به لهجه تركمني كه متعلق به گروه زباني « اغوذ » يا « تركي جنوب غربي » بوده و به زبان هاي آذربايجاني و تركي استامبولي نزديك است صحبت مي كنند ( منگز « Menges‌ » ، 1967‌ )

از لحاظ فرهنگي و اجتماعي مشابهات زيادي با زرد پوستان آسياي ميانه ( مانند گروههاي قزاق و قرقيز ) دارند ( آيرونز « Irons » ، 1975 ) تركمنها در طي ساليان دراز با گروههاي بومي مخلوط شده اند.

بازسازي تاريخ تركمنها بسيار مشكل است ، ( ابوالقاضي بهادر خان ، 1907 ) ، خان خيوه در قرن يازدهم راجع به شجره تركمنها كتابي نوشته است ، بر طبق منابع شفاهي و شجره يي ، تركمنها در منطقه شمال درياچه « ايشيق گل » (Ishiq gel) در حدود شش هزار سال پيش زندگي مي كرده اند (بوگوليوبف«Bogoliouboff» ،1979 ) . منابع فوق نشان مي دهد كه تركمنها متعلق به شمال مغولستان بوده اند.

بيشتر مورخان عقيده دارند كه تركمن ها از مشرق (خاور زمين ) مهاجرت كرده اند.

آنها در قرن ششم ميلادي در نزديكي سير دريا (سيحون) مي زيسته اند و بعدا به قسمتهاي جنوبي آمو دريا (جيحون ) و مرو مهاجرت كرده اند.

دانلود هودي تركمني (لالايي)

لالایی ترکمنی(هـــودی)
لالایی را در زبان ترکمنی،«هودی»می‏گویند.به نظر می‏رسد که این کلمه ترکیبی از دو جزء«هو»و«دی»باشد. «هو»اشاره به خدا دارد و«دی»فعل امر از مصدر«دیمک» [ dimek ](یعنی گفتن)است.پس ترکیب«هودی»در زبان‏ ترکمنی به معنای«بگوهو»است.از طرف دیگر،لالایی ترکمنی‏ سروده‏هایی است که در مصراع اول آن کلمهء«اللّه»و یا کلمهء آللای‏[ allay که تغییر یافتهء«اللّه»است،تکرار می‏شود.همچنین گاهی نیز مصراع اوّل را به صورت«هودی،هودی، هودی،هو»می‏آورند.در واقع،مادران ترکمن،با تکرار نام خدا در گوش فرزندانشان،به آنها آرامش و اطمینانی معنوی‏ می‏بخشند.
در گذشته،زنان ترکمن زیر سقف آلاچیقهای نمدی،کارهای‏ زیادی را انجام می‏دادند،مانند:شستن لباس،آماده کردن خمیر، پختن نان و بافتن قالی.آنها در کنار همهء این کارها،با جنباندن‏ گهواره-که ساللانچاق‏[ sallancaq خوانده می‏شود،به آهنگی‏ گرم لالایی‏ها را زمزمه می‏کردند.در لالایی ترکمن،امیدها و آرزوهای زیادی نهفته است که:



گاه با وصف طبیعت زیبای صحرا درمی‏آمیزد
1-اللّه اللّه اللّه یار داغلارا یا غیپ دیر غار
2-داغینگ غاری اریسین‏ منینگ باللیم یؤریسین
1-آرام بخواب نازنینم!که بر کوه برف باریده است.
2-الهی که برفها آب شوند وتو نیز-مانند آنها-به راه بیفتی!



[b]هر بند«هودی»چهار مصراع هفت جایی دارد و اغلب، مصراع اوّل و دوّم و چهارم،همقافیه‏اند(الف-الف-ب-الف):
1-آللای،آللای،آللایین‏ دده نگی مکّه ییوللایین
2-دده نگ مکّه دن گلسه‏ کعبه یوزوک پایلایین
1-آسوده بخواب نازنینم!که پدرت به مکه خواهد رفت
2-و آن هنگام که برگرددسوغات او به مردم انگشتری خواهد بود.



در بعضی بندها نیز سه مصراع اول مقفّی و مصراع چهارم آزاد است(الف-الف-الف-ب):
1-آللای باللیم یاشیندا یاشیل بؤروک باشیندا
2-آقاسی اؤی نینگ دوشیندا آق اؤی تیکینگ باللیما
1-آسوده بخواب نازنینم!که عرقچین سبزی به سرداری
2-کنار خانهء برادرشآلاچیق زیبایی برپا کنید!



در بعضی بندها نیز به مانند مثنوی مصراعهای اول با دوم و سوم با چهارم همقافیه‏اند(الف-الف-ب-ب):
1-آللای،آللای،آق بأبه‏ک‏ ساللانچاق دا،یات بأبه‏ک
2-انه نگ قویون ساغیانچا دده نگ اوجاق قازیانچا
1-آسوده بخواب فرزند زیبایمدر گهواره‏ات
2-تا مادرت گوسفند را بدوشدو پدرت اجاقی را برپا کند.



گاهی نیز سه مصراع اوّل و دوّم و چهارم به صورت مردّف آمده‏ و کلمه‏ای عینا تکرار می‏شود:
1-هودی،هودی،هو،بالام‏ ال یوزونگی یو،بالام
2-یوونیپ آقجا بولسانگ‏ بولارسینگ آق قو،بالام
1-آسوده بخواب نازنینم!دست و رویت را همیشه بشوی
2-تا سپیده و پاکیزههمچون قویی زیبا گردی![/b]

لينك دانلود:
دانلود هودي 1


دانلود هودي 2


دانلود هودي 3

تاريخچه شهر گميشان

مقدمه:

شهر گميشان از شمال به جمهوري تركمنستان و از جنوب به بندرتركمن و از شرق به آق‌قلا ، از شمال به بخش داشلي برون گنبد و از غرب به درياي خزر محدود مي شود. اكثريت مردم گميشان، تركمن بوده و به زبان تركمني صحبت مي كنند. اقتصاد اين شهر بر پايه كشاورزي، دامپروري و صيد ماهي استوار است . قالي و قاليچه از مهمترين صنايع دستي مردم گميشان است كه در اندازه هاي مختلف بافته شده و نقش عمده اي در تامين اقتصاد خانواده‌هاي تركمن دارد.

گميشان، از محروميت بسيار زياد رنج مي برد . اين شهر در گذشته از مراكز مهم جمعيتي تركمن‌ها بوده و زماني كه در نقاط تركمن نشين هنوز آبادي بزرگ و قابل توجهي وجود نداشت ، گميشان از رونق و اعتبار خاصي برخوردار بود و اين شهر كه سابقه شهرنشيني و تجمع جمعيت در آن نزديك به دو قرن مي‌باشد اواخر دوره ي قاجاريه از پرجمعيت ترين آبادي دشت گرگان بود. در نزديكي گميشان و در 2 كيلو متري شمال آن آثاري ديده مي شود كه مردم محلي به آن [كمش تپه] به معناي تپه نقره‌اي است. تپه اي كه هم اكنون در شمال گميشان واقع است. ساكنان اوليه كمش تپه، علاوه بر ماهيگيري و كشاورزي، اغلب دريا نورد و تاجر بودند و با بندر هاي معروف شمال ايران و روسيه مبادلات بازرگاني داشته‌اند و در مقابل صدور انواع قالي ، پشم و پوست ،از بندر هاي روسيه ، كالاهاي مورد نياز خود را وارد مي كردند . از حدود هفتاد سال پيش تاكنون گميشان به تدريج اهميت خود را از دست داد كه البته آن هم به دلايل متعدد نظير تاسيس بنادر جديد ، ايجاد راههاي شوسه و راه آهن در منطقه و ايجاد محدوديت در بندر هاي روسيه بوده است . از اين به بعد بسياري از ساكنان گميشان به شهرهاي جديد منطقه نظير بندر تركمن ، آق قلا و گنبد كاوس مهاجرت كردند . يكي ديگر از مشكلات شهر گميشان در انزوا بودن آن از نظر جغرافيايي است كه مي توان با اتصال آن به آق قلا و سرعت در بهسازي آن، تاحدي اين مشكل را رفع نمود . در مورد خطر سيل نيز لازم است در داخل و اطراف شهر كانال هاي متعددي ساخته شود تا شهر از خطرات احتمالي مصون بماند .

شهر گميشان نظر به موقعيت خاص خود، از جمله مرزي بودن و محدوديت هاي متعدد اجتماعي، ركورد شديد اقتصادي در اين سرزمين باعث شده هر ساله تعداد زيادي از ساكنان آن به شهرهاي بزرگتر مهاجرت نمايد.

طبق آخرين سرشماري كه در سال 1375 صورت گرفته است ، جمعيت شهر گميشان داراي 7005مرد و 7170 زن و 2459 خانوار مي باشد. همانطور كه قبلا گفته شد شهر عزيز ما گميشان از محروميت شديدي رنج مي‌برد. هر مسافري وارد شهر گميشان شود ، در اولين نگاه متوجه عقب‌ماندگي و محروميت آن مي شود علل و عوامل فراواني باعث توسعه نيافتگي آن شده است كه ميتوان به شوره زار بودن زمين هاي زراعي ، عدم وجود آب شيرين و همچنين عدم توجه كافي از طرف مسئولان ذي ربط را نام برد همچنين گميشان بالاترين نرخ بيكاري را در سطح استان دارا مي‌باشد . امروزه تنها اميد حيات مردم گميشان تقريبا صيد و صيادي در دريا ميباشد كه آن هم به دليل صيد بي رويه از طرف تمامي كشورهاي حاشيه ي درياي كفاف بيكاران را نمي نمايد البته گميشان داراي منابع فراوان اقتصادي است كه چنانچه سرمايه گذاري صحيح و حساب شده صورت گيرد ، ميتواند در رشد و شكوفايي شهر نقش به سزايي داشته باشند . مراتع وسيع و اما فقير از نظر علوفه در شمال، جاذبه هاي دريا و تالاب بين المللي گميشان و همچنين وجود آثار جزيره آبسكون براي هدايت مسافران به اين شهر ، ميتواند از اهداف بزرگ سرمايه گذاري باشد. اگر چنانچه تا چند سال ديگر فكري به وضعيت فعلي گميشان نشود ، چه بسا وضع از اين هم بدتر شده و زمينه بسياري از انحرافات اجتماعي خواهد بود.


تاریخچه کمش دپه (گمیشان):

شهر کمش دپه مرکز شهرستان گمیشان (کمش دپه) در منتهی الیه شمال غربی استان گلستان به مختصات جغرافیایی، طول 53 درجه و 49 دقیقه ، عرض 37 درجه و 1 دقیقه، در کنار دریای نیلگون خزر و تالاب بین المللی کمش دپه واقع شده است. كمش دپه به معنی تپه نقره‌ای در زبان ترکمنی است. این شهر یکی از مهمترین سکونتگاه‌های ترکمنها از دوران صفوی تا عصر حاضر بوده است.

كمش دپه قدیم دارای معماری چوبی بوده است که هم اکنون تعدادی از خانه‌های چوبی دوران قاجاری از آن برجای مانده است. این شهر مهمترین بندر شمال ایران در دوره قاجار بوده است که ترکمن‌ها با کشتی‌های موسوم به لدکا در این بندر پهلو می‌‌گرفته‌اند و با روسها تجارت نفت و ابریشم و ... داشته اند. این شهر با مرکز استان 60 کیلومترو با تهران 283 كيلومتر فاصله دارد. شهرستان گمیشان (كمش دپه) از جنوب به شهرستان ترکمن، از شمال به مرز ایران و جمهوری ترکمنستان ، از غرب به دریای خزر و از شرق به شهرستان آق قلا منتهی است. عمده اشتغال مردم كمش دپه صیادی بوده، کشاورزی و دامداری جایگاه بعدی تولید را به خود اختصاص داده است .

كمش دپه بعنوان کهن ترین شهر به مادر شهر های ترکمن صحرا شهرت دارد. ترکمن ها که اجدادشان هزاران سال پیش بصورت عشایری در دشت وسیع ترکمن صحرا می زیسته اند همانند سایر اقوام و ملل بتدریج با یکجانشینی تمدن شهری را انتخاب و پایه ریزی کردند. (مانند تمدن اننو، سلجوقیان و خوارزمشاهیان (تاریخ و قدمت شهر كمش دپه با دهستان قدیم و جزیره آبسکون (کوره‌سو)، دیوار قزل آلان و جرجان برابری می کند و به همین واسطه موجب شده است که بیشتر شهر های جدید ترکمن نشین از بطن این شهر زاده شوند.مردم دهستان قدیم که تماما" ترکمن بودند در این مکان به ماهیگیری و صید مشغول بودند و با افول دهستان، جعفر بای ها كمش دپه را با خشت های قزل آلان بنا نهادند.

انشعاب بالا دست رود گرگان باعث عبور و جریان رودخانه از مرکز شهر شده است امروزه بدلیل خشکسالی و انسداد مسیر آبی در آن جریان ندارد (پرسی آقان ملت آرناسی)ولی جریان پایین دست رودخانه که از خواجه نفس می گذرد هم اکنون دارای آب است مردم ساکن در این شهر از طایفه جعفر بای یموت هستند و عمدتا"شامل طوایف کلته، قرینجیک، کتوک ،توماچ، کر، کم، دیه‌جی، تاتار می باشند. به غیر از طوایف مذکور تعدادی خانوار مهاجر مانند گوگلان ،تکه و آتابای هم در این شهر سکنی دارند.نام این شهر را در زمان رژیم گذشته از كمش دپه به گمیشان تغییر دادند ولی اهالی شهر و تمامی ترکمن صحرا و حتی در ترکمنستان فقط كمش دپه را با نام كمش دپه (در فارسی تپه نقره ای) می شناسند.در مراجع تاریخی و برخی اداره جات دولتی امروزه نیز از كمش دپه تحت عناوین: كمش دپه ،گمش دفه،گمش تپه،کمش تپه،ونهایتا" کومیش دفه استفاده می شود.

از نظر تاریخی كمش دپه با فراز و نشیب هایی ادامه دهنده سنت تجارت بین المللی آبسکونیان بوده است. وجود آثار شهر و جزیره تاریخی آبسکون در تپه های " کوره سو " و " كمش‌دپه‌جیک" مؤیّد این ادعاست . تجارت دریایی تاهمین اواخر یعنی حدود 60 سال پیش با ده ها فروند کشتی های تجاری كمش دپه و خواجه نفس برقرار بوده و این مردم از طریق بنادر کراسنوودسک، حاجی طرخان، باکو، آستارا، انزلی، فریدون کنار با مردم کشورها و شهرهای مختلف در مراوده ای نزدیک و فعال بودند و این امر موجب ارتقا فرهنگی و اقتصادی منطقه شده بود. پیشرفت و توسعه كمش دپه به جایی رسیده بود که حدود هفتاد سال پیش تمامی ادارات و مراکز دولتی در حد شهرستان های کنونی را در این شهر فعال کرده بود. بندر و گمرک در سمت غرب شهر در کنار دریای خزر واقع شده بود که آثار و خرابه آن هنوز هم موجود است. ادارات دارایی،فرهنگ، ثبت احوال، پست، بهداری، شهربانی، مرزبانی، شهرداری ، بخشداری و ... که متاسفانه آرام آرام طی سال های گذشته برچیده و به حداقل ممکن کاهش داده شد.

در خرداد ماه سال 1309 شمسی قانون شهرداری ها به سبک جدید در ایران به تصویب رسید و در مرداد ماه همان سال اولین انجمن بلدیه كمش دپه مرکب از بزرگان و ریش سفیدان شهر انتخاب و بلافاصله در همان تاریخ یک نفر نظامی به نام سروان فیروز ( رئیس شهربانی وقت کمیش دپه ) از طرف این انجمن به عنوان نخستین شهردار شهر كمش دپه انتخاب شد. بدین ترتیب 80 سال پیش شهرداری كمش دپه به سبک امروزی رسما اعلام موجودیت کرد. لازم به یادآوری است که كمش‌دپه از معدود شهرهای ایران است که سابقه شهرداری آن به سبک امروزین خود همزمان با تهران؛ پایتخت کشور عزیزمان ایران آغاز شده است. سابقه تأسیس اولین مدرسه به سبک جدید، تاریخی دیرتر از شهرداری دارد و به سال 1304 برمی گردد . همچنین 68 سال پیش از این نیز با تاسیس بخشداری این شهر به بخش ارتقاء یافت. تمام این شواهد بیانگر آن است که ارتقاء بخش كمش دپه به شهرستان چند دهه دیرتر به انجام رسیده و افتخار آن در سابقه دولت نهم به ثبت رسید. با تمام این احوال این شهرستان جدیدالتاسیس با امکانات بالقوه خود می تواند موقعیت و وضعیت درخشان سال های گذشته را باز یابد . روز سه شنبه 18 اسفند ماه 1388، به عنوان یک روز بزرگ در تاریخ مردم كمش دپه به ثبت رسید . در این روز پس از سال ها انتظار كمش دپه به عنوان سیزدهمین شهرستان استان گلستان اعلام و قربانعلی بابایی منصب اولین فرماندار این شهرستان را به نام خود رقم زد.

عمده محصولات کشاورزي منطقه كمش دپه گندم و در شرايط مساعد جوي جو مرغوب با بازده زياد است.

بافت فرش‌هاي نفيس يکي از منابع درآمد و اشتغال مردم اين منطقه است. بزرگترين تالاب کشور در كمش دپه واقع است و لوله‌کشي گاز و ترکمنستان در محدوده كمش دپه ساخته شده است. از سال 1304 تا 1316 که نخستين تقسيمات کشوري انجام و 10 استان و 48 شهرستان تشکيل شد، كمش دپه داراي تمامي ادارات آن زمان بود مانند مقر حاکم نظامي و مرزباني که در ساختمان‌هاي سه طبقه شيرمحمدي و روشني مستقر بودند، بلديه، ماليه، صحيه، احصائيه، نظميه، امنيه مدارس، تلفن، تلگراف، گمرک و مؤسسه برق تاريخ ايجاد بلديه سال 1309 است که در اين سال همزمان با معدود شهرها از جمله پايتخت در كمش دپه تأسيس شد.

در تقسيمات کشوري سال 1316 كمش دپه به رغم اين که مرکز جمعيت منطقه بوده با وجود اولويت و حقانيت بخش تعيين شده است. در لايحه تأسيس استان گلستان در تاريخ 16/10/76 با گذشت 72 سال از سال 1316، كمش دپه در حالت بخش درجا زد تا سال 88 كه اين خواست بر حق مردم محقق شد.


كمش دپه در گذر تاريخ:

* موراويو در سفرنامه خود راجع به تركمنستان و خيوه (1232) مي نويسد : بنا به اظهار تركمن‌ها گمش تپه تا چندي قبل از سفر به آنجا ( 15-1814 مسيحي ) جزيره اي بوده است .

وينويچ نيز بيان مي كند كه دو هزار خانوار تركمن ها در گمش تپه بوده اند .

* عزالدله و ملكونوف ( 1883 ميلادي )

« در دو ورستي كناره درياي و آنجا ديواري است به طول 250 ذرع (و ) به ارتفاع 5 ذرع از ريگ پوشيده و استخوان آدمي در آن نمايان ، همانا در قديم جايگاه استوار قلعه قزل آلان بوده ، آثار برجها و خانه ناي مدور و آبگين ريزه بسيار زياد است . ملت چادرنشين (دارد ) هواي آنجا در تابستان بسيار بد ( است ) . از گرگان تا استر آباد يك روز است .

* آرمينيوس وامبري ( 141 سال پيش )

« در هر دو ساحل رودخانه ارودگاه گمش تپه ظاهر شد كه مننظره آن مانند صدها كندوي عسل بود كه در فضاي كوچكي دايره وار پشت سرهم قرارداده بودند »

* رضا شاه در كتاب سفرنامه مارندران ( 1305 شمسي )

« قصبه كمش تپه مخلوطي است از آلاچيق و عمارات دو طبق چوبي آن را از خانه ها مجزا مي سازد ، رنگهايي كه به چوب بست خانه و ديوار اطاق و سقف عمارات زده اند . بيشتر به جلوه اين قصبه مي افزايد خانه « آشور خوزين » را كه از معاريف كمش تپه است براي قرارگاه من تخصيص داده بودند اين خانه از قالي هاي تركماني با مبل هاي مد روسيه مخلوط گشته ، چيزي بيشتر سليقه صاحبخانه را تائيد مي كرد اين بود كه حمام را هم ضميمه عمارت كرده بود و فراموش نكرده بود ، شست و شو و نظافت شرط اول زندگي بشري است . در ديوار شرقي و ضلع شمالي يكي از اطاقها دو قطعه بود در يكي به خط نستعليق درشت نوشته بود « يا عبدالكريم شرقي » و در ديگري « عبذالرشيد شمالي » ، مي گويند اين دو نفر از اوليل تراكمه هستند . بايد معمولا در ضلعهاي جنوبي و غربي هم دو قطعه ديگر به نام اوليا مغربي و جنوبي ،

براي حفظ خانه از چهار سو از هر چها سو آويخته باشند . كمش تپه به معناي « تپه نقره اي » است اين تپه اي است كوچك در طرف شمال قصبه حاليه ، به شكل جناغ ، اين قوم هر سال مقدار كثيري محصولات با روسيه و گيلان تجارت مي كند . در گمش تپه حمام عمومي نيست . ميان اهالي گدايي و سئوال عيب است . در اين قريه هيچ گدايي ديده نمي شود ، كمش دپه داراي سه هزلر خانوار است و به يازده محله تقسيم مي شود . در هر محله مسجدي از چوب ساخته شده است . موعظه را هر كس مي تواند انجام دهد علت آن نيز به قول تراكمه نبودن اوقاف است . در كمش دپه دو مكتب خانه داير است كه يكي مسافري است كه تازه از خيوه آمده است و چهار شاگرد دارد و ديگري قدري قديمي است سي شاگرد جمع شده است هفت ماه قبل بنا به امري كه به رئيس تيپ شمال « سرتيپ زاهدي » دادم در مراكز مهم جعفر باي ( منظور كمش تپه - خواجه نفس - امچلي « بناور » ) سه باب مدرسه به طرز جديد افتتاح شد و اولاد تراكمه با شوق و ذوق زياد مشغول تحصيل هستند .

* ورود محمد علي شاه به گمش تپه

مسلم آن بود كه وين ، جائيكه در آن به آرامي و در عزلت مي زيست . بي سرو صدا ترك كرده و بعد از گذشتن از سراسر خاك جنوب روسيه با تعداد چشمگيري از هوادارانش و چند صندوق محتوي جنگ افزار و مهمات به طور ناشناس در باكو سوار كشتي شده بود . و بعدها - حدودا در نيمه ژوئيه 1911 ( جمادي الثاني 1329 ) - خبر پياده شدن او در گوموش تپه واقع در كناره جنوبي درياي خزر فاش شد . اين اقدام شاه در حد خود كاري برجسته بود .

در گيرودار شكست محمد علي ميرزا ، وي و برادرش شعاع السلطنه گريختند و خود را به كشتي رسانيد و به جانب گمش تپه ( گميشان ) روانه شدند .

محمد علي قور خانجي صولت نظام ( 1321 شمسي )

« طايفه جعفر باي ساكن گمش تپه از حيث پاكي و تميزي و ثروت نخستين طايفه يموت است و به واسطه آمد وشد روسها از حيث مبل و لباس خيلي خوبند و همه صبحها خودشان را با صابونهاي معطر شسته و در زمستان با گالش و پوتين و نيم پالتو راه مي روند امروز در گمش تپه 150 باب مغازه كوچك از روسيه وارد كرده اند و خيلي قشنگ است . بازارشان روحي دارد و همه قسم اقمشه، روي و خرازي و سماور و ظروف و آرد حاجي طرخان و قند چايي روسي به فروش مي رسد.

سوابق تاريخي :

قبل از شکلگيري گميشان به شکل امروزي حد اقل سه اثر مهم که قدمت آنها به قبل از اسلام مي‌رسند در نزديکي آن شهر وجود دارند که در بوجود آمدن شهر مخصوصا ديوار دفاعي بي تاثير نبودند. از آن جمله به آثار کمش تپه جيک ، تپه کوره سو ( دوره تاريخي - اسلامي ) و ديوار دفاعي گرگان ( قزل آلانگ ) مربوط به دوره ( پارت و ساساني ) اشاره نمود .

در خصوص شکلگيري گميشان به شکل امروزي حرف و حديث فراوان است ، آنچه ازقراين وشواهد بر مي آيد اينکه گميشان به سال 1230 ه.ق در محل کنوني برقرار بوده است . بنا بر اظهارات آقاي ستوده در جلد پنجم کتاب از آستارا تا آستارباد آمده است که موراويو در سال 1230 ه.ق به گموش تپه آمده و با مردم گموش تپه ( کمش دپه ) راجع به جزيره آبسکون سوالاتي کرده است . در کتاب تاريخ گرگان راجع به گميشان آمده است .... ، که محمد علي شاه قاجار در سال 1911 ميلادي مصادف با 1330 ه.ق از طريق راه آبي از خاک روسيه در خاک کمش دپه ( گميشان ) پياده.شده و دست به اقداماتي زده است . در همان سالها گمرک گميشان داير بوده و در سال 1334 ه.ق در زمان جنگ جهاني اول بسته شده است . همچنين قدمت تاسيس و سوابق ادارات مختلف از جمله تاسيس شهرداري انرا به سال 1273 ه.ق و يا به قولي به 1309 ه.ش و تاسيس اداره فرهنگ را به سال 1304 ه.ش مي دانند . به هر حال قدمت گميشان به شکل امروزي به زمان قاجار و پهلوي اول مي رسد .

بافت قديم گميشان:

گميشان دومين شهري است در استان گلستان بعد از شهر گرگان داراي بافت قديم مي باشد . بافت قديم گميشان مجموعه اي از عناصر شهري است که بر اساس نيازهاي اجتماعي و منطبق با اقاليم منطقه بوجود آمده است . ابنيه زيبا در بافت قديم گميشان ادامه سنت معماري و ساخت ابنيه دوره قاجار است .

اين بناها در فرم کلي خود بيشتر تحت تاثير عوامل جغرافيايي منطقه شکل گرفته اند نزديکي به دريا و بالا بودن سطح آبهاي زير زميني با افزايش ميزان نزولات جوي ، نزديکي به مناطق جنگلي از جمله عوامل محيطي هستند که به نوعي معماري بافت قديم گميشان را تحت تاثير قرار داده است . فرم شيرواني بنا ، سکو سازي ، بهره گيري وسيع از چوب از ويژگيهاي برجسته معماري آن بشمار مي رود . اين بناها چند طبقه و مرتفع است . از جمله تزئينات بيروني بنا مي توان به تزئينات و قابهاي پيرامون درگاه ها و پنجره ها اشاره کرد . قالب اين تزئينات از جنس چوب و گچ بصورت برجسته ايجاد شده اند . سطوح کلي بنا عمدتا با گچ اندود و در برخي موارد با رنگ اندود شده اند . ترکيب در و پنجره هاي متعدد که بصورت قرينه در دو سوي ورودي ايجاد شده اند اين تزئينات شگل جالب و دل انگيزي از معماري منطقه را معرفي مي نمايد .

بافت قديم آن داراي چند محله است از آن جمله به محله خوزينيها ، محله مظفريها ؛ محله شير محمدي ها ، محله شيرواني ها و محله مصطفائي ها اشاره نمود . در بافت قديم آن ساختمانها به صورت منفرد و جدا از هم همراه با ساير متعلقات معماري از جمله آب انبار، انباري مي باشند که اکثريت آنها به جز يکي دو مورد چوبي بوده و در دو طبقه با سبک معماري روسي اجرا شده و داراي تراسهاي چوبي دور تا دور بنا در طبقات همکف و اول مي باشند که نظير آنها را در شهر بندري حسنقلي در کناره شرقي درياي خزر در خاک کشور ترکمنستان مشاهده نمود .

گونه هاي بافت قديم شهر گميشان :

محله شير محمديها :

اين محله ما بين خيابانهاي شهيد يوسف مرگني و خيابان جمهوري اسلامي غربي قرار گرفته اند . اقتصاد آنها بيشتر وابسته به زمين داري و ملاکي بوده علاوه بر اين داراي چندين ساختمان همراه با ساير متعلقات معماري بوده که در حال حاضر سه تا از بناها در آن محله باقي مانده است .

-ساختمان شير محمدي :

هر چند که قدمت آن به قدمت ساختمانهاي موجود در ساير محله هاي مورد اشاره نمي رسد ولي با اين وجود يکي از بناهاي ديدني شهر گميشان است که در حال حاضر رفيع ترين بنا در شهر گميشان ميباشد، اين بنا در سه طبقه با مصالح آجر و با سقف شيرواني حلبي اجرا شده است و هر طبقه داراي چهار اتاق با کف پوشها و پنجره هاي چوبي بوده و فضاي داخلي اتاقها داراي راهروي مرکزي و راه پله چوبي بوده که ارتباط دهنده اتاقها و طبقات با يکديگر است .

-ساختمان روشني ها :

اين بنا در دو طبقه با مصالح آجر و چوب و با سقف شيرواني حلب پوش اجرا شده است . جهت و نماي بنا شمالي - جنوبي است . در و پنجره و کف اتاقها چوبي بوده و داراي راهروي مرکزي در هر دو طبقه است و اتاقها در دو طرف راهرو قرار گرفته اند . اين بنا بعد از کوچ صاحب اصلي آن ، محل استقرار نيروهاي مرزباني شده و بعد از انتقال نيروها ، ساختمان خالي از سکنه شده و رو به تخريب رفته تا جائيکه در جرز آجري گوشه شمال شرقي بنا ترک بزرگي ايجاد شده هر چند که در سالهاي گذشته پشت بند آجري براي جلوگيري از ريزش ايجاد شده ولي به مرور زمان اندازه اين ترک بزرگتر شده و چه بسا در صورت عدم مرمت و تقويت جرز و پي فرو ريخته و اين ساختمان با ارزش نيز همانند بعضي از ساختمانهاي قديمي به علت عدم رسيدگي و مرمتهاي به موقع تخريب شده و از بين برود و به خاطره ها بپيوندد

-ساختمان داش طاغن توراني :

اين بنا در دو طبقه با چوب اجرا شده و هر طبقه داراي دو اتاق مي باشد اين ساختمان داراي تراس چوبي است اضلاع شرقي نماي جنوبي هر دو طبقه بنا داراي در و پنجره هاي چوبي است . ساختمان در حال حاضر غير مسکوني است و از اين لحاظ آسيبهاي زيادي ديده است به عنوان مثال تعدادي از ستونهاي چوبي آن افتاده و يا جابچا گشته و از سقف شيرواني آن آويزان شده است که بايد مرمت و يا تعويض شوند .

محله خوزينيها :

اين محله مابين خيابانهاي قدس و فلسطين واقع شده است . ساختمانهاي موجود در اين محله که اقتصاد آنها بيشتر وابسته به دريا و ماهيگيري و دنباله آن تجارت بوده علاوه بر اين داراي چندين ساختمان چوبي بوده که در حال حاضر تعداد انگشت شماري از آنها باقي مانده است . از آن جمله ساختمان آقاي حاج عراز محمد خوزيني است که در حدود 104 سال پيش ساخته شده است ساختمان بنا در دو طبقه و با مصالح چوب اجرا شده است . اين بنا داراي تراس چوبي است که دور تا دور هر دو طبقه قرار گرفته است و بالاي ستونهاي چوبي مي باشد . هر طبقه ان داراي چهار اتاق جدا از هم است . مسيرهاي دسترسي اتاقها بصورت راهروهاي عمود بر هم است که جهت شرقي - غربي و شمالي - جنوبي قرار گرفته اندراهروهاي دسترسي عمود بر هم خاص اين بنا بوده و در ديگر بناها فقط راهروهاي شمالي - جنوبي مشاهده ميشود . از تزئينات قابل ذکر اين ساختمان همانا ستون نماهاي چوبي در چهار گوشه ساختمان و تزئينات چوبي لبه شيرواني مي باشد .

-ساختمان غفور آخوند خوزيني :

اين ساختمان نيز در دو طبقه با مصالح تماما چوبي و با سقف شيرواني حلبي اجرا شده است . هر طبقه آن داراي تراس چوبي است که دور تا دور بناقرار گرفته است . اين بنا داراي چهار اتاق با راهروي مرکزي شمالي - جنوبي است . از تزئينات قابل ذکر آن مي توان به وجود بخاري ديواري ( شومينه ) در اتاقها و ستون نماهاي چوبي در چهار گوشه طبقه همکف واول وتقوش تزئيني چوبي در لبه شيرواني اشاره کرد.

-ساختمان عبد الرحيم طالبي :

يکي ديگر از ساختمانهاي چوبي که در اين محله قرار دارد ساختمان آقاي طالبي مي باشد که اين بنا نيز همانند ساير ساختمانهاي قديمي در دو طبقه اجرا شده و داراي تراس چوبي است که دور تا دور ساختمان قرار گرفته است . اخيرا تراسهاي چوبي آن مرمت اساسي گرديد ارتباط و دسترسي فضاي داخلي بنا توسط راهروي مرکزي صورت مي گيرد . چندين ساختمان ديگر نيز علاوه بر ساختمانهاي فوق در اين محله وجود دارند که انها نيز از نظر معماري مشابه ساختمانهاي فوق مي باشند که به ذکر نام بعضي از انها بسنده مي کنيم . ساختمان هاي : عابدي کر، خوزيني ، آتاجاني که همه اين ساختمانها همانند ساختمانهاي مورد اشاره با ارزش مي باشند .

محله مظفريها :

اين محله در ضلع شرقي خيابان سعدي و جنوب خيابان قائم قرار گرفته و در حال حاضر داراي سه ساختمان و يک مسجد قديمي مي باشد .

ساختمان حاج بردي مظفري ، اين ساختمان در حدود 100 سال پيش به سبک معماري روسي ساخته شده است . بنا در دو طبقه و با مصالح چوب اجرا شده و نماي اصلي آن رو به جنوب است . هر طبقه آن همانند ساير ساختمانهاي چوبي محله خوزينيها داراي تراس چوبي و راهرو مرکزي در طبقات مي باشد . در گوشه جنوب شرقي اين ساختمان مسجدي قديمي وجود دارد که در سال 1334 ه.ق توسط حاج مظفر مظفري بنا گرديده است .

محله شيرواني ها :

اين محله در ضلع جنوبي خيابان فلسطين واقع شده و در حال حاضر دو ساختمان قديمي آجري و همراه با يک مسجد وجود دارد . هر دو ساختمان از لحاظ فيزيکي داراي استحکام خوبي بوده و با مصالح آجر و در دو طبقه اجرا شده اند اين ساختمانها داراي پوشش شيرواني حلبي و داراي پنجره و درهاي چوبي است .

محله مصطفائي ها :

اين محله ما بين خيابانهاي عبد يجان آخوند و خيابان معلم قرار گرفته است . در حال حاضر دو ساختمان قديمي در اين محله وجود دارد، سابق بر اين در اين محله چندين ساختمان چوبي و آجري قديمي وجود داشته که هم اکنون بعد از تخريب به جاي آنها ساختمانهاي جديد احداث شده است.

استفاده از چوب به عنوان عنصر اصلي ساخت و ساز در ابنيه قديمي شهر گميشان شيوه خاص و زيبايي از معماري را بوجود آورده است که منحصر به فرد و چشمگير مي باشد . اتاق هاي تو در تو،دالان هاي موجود ، شومينه اتاق هاوكارهاي خراطي در اين ساختمان ها منحصر به فرد است اغلب ساختمانهاي قديمي ارزشمند يا بدون کاربري و يا تملک آن چند نفره و وارثي است . در هر دو حال رغبتي بر حفظ و نگهداري و مرمت نقاط فرسوده و آسيب ديده نيست از طرف ديگر تأثير شرايط اقليمي منطقه و ساير عوامل مخرب ديگر هر لحظه و بيش از پيش آسيبها را شدت بخشيده و باعث تخريب و نابودي آثار ارزشمند معماري مي شود . جهت جلوگيري از خطر نابودي بناها انتقال آنها به نسل آينده بايد اين بناها مورد مرمت و حفاظت اساسي قرار گيرند.

منابع و مآخذ:

1- ه . ل ، رابينو ، مازندران و استرآباد ص 149

2- عز الدوله و ملكونوف ، سفر نامه ايران و روسيه « نواحي شمال ايران » به كوشش محمد گلبن فرامرز طالبي ، ناشر دنيا ي كتاب ، 1363 ، ص304

3 وامبري ، آرمينيوس ، سياحت درويشي دروغين در آسياي ميانه ، ترجمه فتحعلي خواجه نوريان ،

تهران : شركت انتشارات علمي و فرهنگي ، 1365 ص68

4- سفر نامه مازندران در عهد رضا خان - نشر مركز پژوهشي ، ص76

5- اوكانر ، فردريك ، از مشروطه تا جنگ جهاني اول ، مترجم حسن زنگنه ، تهران : نشر فانوس ، 137۶

6- ذبيحي . مسيح ، استر آباد نامه ، تهران : چاپخانه -- ، 1384 ، ص

منابع اينترنتي:

1. http://gomishan.blogfa.com

2. http://gomishanclub.loxtarin.com

3. http://www.turkmenstudents.com